پروژه و ترجمه زبان

سلام و احترام خدمت عزیزان

برای انجام فعالیت‌های زیر در خدمت شما هستیم


1. ترجمه متون تخصصی دانشگاهی و عمومی انگلیسی به فارسی

➿➿همراه با تایپ و تدوین ➿➿ 🐞

2. تهیه فایل پاورپوینت (ارائه)

3. برنامه نویسی ماکرو اکسل

4. تهیه فایل اکسل


5. متره و برآورد


6. آموزش دوره های تخصصی

Excel in advance, Autocad, ArcGIS,

7. آموزش دروس تخصصی آب و عمران

سیالات، هیدرولیک کانالها، متره و برآورد، مکانیک خاک، بناهای آبی.....

تلگرام

@english_translate_phd

تغییر اقلیم

 

دانشمندان نسبت به تغییرات چشم‌گیر در یکی از بزرگترین یخچال‌های قطب جنوب، که احتمالا در پنج تا ۱۰ سال آینده رخ می‌دهد، هشدار دادند.

آنها می‌گویند یک بخش شناور در قسمت جلوی یخچال طبیعی "توایتز" که تا به حال به نسبت پایدار بوده، ممکن است "مثل شیشه جلو خودرو خرد شود".

به دلیل میزان ذوب این یخچال، محققان آمریکایی و بریتانیایی برنامه مطالعاتی فشرده‌ای را در توایتز انجام می‌دهند.

در حال حاضر سالانه ۵۰ میلیارد تن یخ به اقیانوس می‌ریزد.

این موضوع ممکن است امروز تاثیر کمی بر سطح  دریاهای جهان داشته باشد، اما میزانی از یخ در بالادست این یخچال وجود دارد که می‌تواند ارتفاع اقیانوس‌ها را ۶۵ سانتی‌متر افزایش دهد، البته اگر همه آن یخ‌ها ذوب شود.

چنین سناریویی که شبیه به "آخرزمان" است، بعید است که تا چند قرن‌ دیگر پیش بیاید، اما تیم مطالعاتی می‌گوید یخچال طبیعی توایتز بسیار سریع به گرم شدن زمین واکنش نشان می‌دهد.

 

📷 U.S. National Science Foundation/U.S. Antarctic Program/PA Wire

📷 ALEKSANDRA MAZUR

وضعیت تنش آبی در دنیا و ایران در سال 2040


وضعیت منابع آب در ایران و چالشهای آن
ایران در بدترین شرایط، حالت تنش بسیار بالا در سال 2040 قرار خواهد گرفت.

پیش بینی نقشه تنش آبی در سال 2040
 نقشه تنش آبی 2040
مهمترین مسایل در ایجاد تنش آبی:
می دانیم ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی آن در دنیا و عدم تامین بخار آب در اتمسفر به میزان کافی بدلیل واقع شدن در محدوده خشکی زمین از بارندگی کم برخوردار بوده و این مسئله همیشگی بوده و هست و خواهد بود. وجود قنات با قدمت چند هزار ساله گواه بر این مسئله هست. حال در برخی سالها میزان بارندگی بیشتر از میانگین و برخی سالها کمتر از میانگین است.
 
اما مسئله کمبود آب در کشور نه بخاطر تغییر اقلیم که خیلی از مسئولین پشت این مسئله پنهان می شوند (هرچند تغییر اقلیم هم موثر است) بلکه بخاطر مسائل مدیریتی هست که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنم:
 
1-  براساس ماده 2 قانون توزیع عادلانه آب مصوب 1361 و تبصره 1 ذیل این ماده مطالعه تعیین حد بستر و حریم رودخانه ها و حفاظت از آنها بر عهده وزارت نیرو (شرکتهای سهامی آب منطقه ای ) گذاشته شده است. یکی از مواردی که مورد غفلت واقع شده است همین مسئله است. در بیشتر رودخانه‌ها مخصوصا پائین دست سدها (که پس از احداث سد میزان آب رودخانه کاهش می یابد) تصرف به حدود بستر بسیار فراوان بوده و این تجاوز علاوه بر مشکلات مربوط به وقوع سیلاب ها منجر به برداشت غیر مجاز آب از رودخانه ها شده است. عدم  مطالعات تعیین حدود بستر و حریم رودخانه ها  و یا کم بودن اعتبارات مربوط به مطالعات تعیین حد بستر رودخانه ها و یا موردی بودن مطالعات منجر به این گردیده است که شرکتهای آب منطقه‌ای امکان حفاظت از حدود بستر و حریم رودخانه ها را نداشته باشند.
2- افزایش آمار چاهها از ابتدای انقلاب تاکنون که یک رشد بسیار بالایی داشته است. علاوه براین وجود چاههای غیر مجاز در تعداد بسیار بالا با برداشتهای غیر مجاز و کنترل نشده از جمله معضلات در خصوص مدیریت منابع آبی است. همچنین جدیدا آبخواری تغییر شکل داده و غالبا افراد در حاشیه رودخانه ها با حفر چاله و گذاشتن پمپ موقتی و اغلب بصورت شبانه اقدام به برداشت غیر مجاز آب می کنند. این موضوع و عدم وجود امکانات کافی برای نظارت، عملا برداشت اب از منابع سطحی و زیر زمینی را به شکل قابل توجه ای رشد داده که حتی آماری هم از میزان برداشت آب به این شکل وجود ندارد و امکان برآورد نیز میسر نیست.
3- تغییر کاربری : تغییر کاربری در دو بخش در خصوص تاثیرگذاری بر منابع آب در کشور حائز اهمیت است
الف- تغییر کاربری باغات از نوع مولد به نوع سرگرمی و خانه باغ: یکی از معضلات اساسی در کشور خرد کردن اراضی باغی اطراف شهرها که یکی از منابع تولیدی و مولد در کشور بوده و بخش عمده ای از نیازهای کشور را تامین می کرد به قطعات کوچکتر با اهداف تبدیل آنها به خانه باغ و خارج نمودن آنها از تولید در بخش کشاورزی است. این امر نه تنها منجر به حذف آنها از تولید محصولات باغی گردیده بلکه افزایش تقاضا برای مصرف آب را هم در پی داشته است. در حوزه خانه باغها افزایش مصرف چه در بخش شرب ناشی از ایجاد مستحدثات، در بخش آبیاری نیز ناشی از توسعه باغات صورت گرفته است. بخش دوم که درحال حاضر تبدیل به یک اپیدمی در کشور شده است، تبدیل اراضی دیم به باغات و نصب تانکر برای آبیاری و انتقال آب به اراضی با تانکر بدون داشتن حقابه از معضلات اساسی در افزایش تقاضا برای مصرف آب شده است.
 
ب- توسعه شهرها و روستاها
 
از سنوات گذشته حاصلخیزترین اراضی کشاورزی با کاربری باغی و زراعی ناشی از توسعه شهرها تبدیل به مناطق مسکونی و زیرساختهای شهری گردیده است. رشد این مسئله بگونه ایست که تقریبا مناسبترین و بهترین اراضی زراعی و باغی اطراف شهرها از حوزه تولید خارج گردیده است.
4- افزایش تقاضا برای مصرف آب در سه بخش:
صنعت: توسعه صنایع آب بر در کشور و استفاده از این صنایع از آب شیرین تاثیر بسزایی در تامین نیازهای آبی گردیده است. علاوه براین توزیع نامناسب صنایع آب بر با توجه به وضعیت منابع آب موجود در کشور نیز از مشکلات اساسی بوده که در سالهایی که با خشکسالی مواجه هستیم اثرات آن نمایان می شود.
کشاورزی: توسعه اراضی کشاورزی، عدم تغییر در الگوی کشت، عدم اجرای طرح الگوی کشت در کشور و نبود ضمانتهای اجرایی آن، عدم کاهش حقابه‌ها ناشی از اجرای پروژه‌های آبیاری تحت فشار (لازم به ذکر است در سیاستهای کنونی اجرای آبیاری نوین صرفاً میزان بهره‌وری آب بهبود پیدا می‌کند و هچگونه صرفه‌جویی در مصرف آب صورت نمی‌گیرد چرا که هیچگونه تغییری در حقابه انجام نمی‌شود و کشاورزان همچنان نسبت به برداشت آب به میزان حقابه خود اقدام می‌کنند)، تغییر کاربری اراضی باغی و زراعی به خانه باغها و مناطق مسکونی، تبدیل اراضی دیم به آبی، ....
صنعت: توسعه سرمایه گذاری در بخش صنعت میزان تقاضا برای مصرف آب را افزایش داده است. از طرفی توزیع نامناسب صنایع در کشور، نبود آمایش سرزمین با ضمانت اجرائی کافی، احداث صنایع آب بر در مناطق خشک و نیمه خشک کشور، و همچنین عدم الزام صنایع به استفاده از پسابها در صنعت پس از تصفیه آن و بازچرخانی آب.
شرب:
افزایش جمعیت و توسعه مناطق مسکونی در شهرها و روستاها، عدم تفکیک آب شرب با آب بهداشتی، فرسوده بودن شبکه انتقال و توزیع آب و بالا بودن میزان هدر رفت آب، نبود قوانین مناسب برای مبارزه با مشترکین پرمصرف، عدم برنامه ریزی مناسب تامین آب شرب، .... از جمله دلایل عمده در افزایش مصرف در بخش شرب گردیده است.
5- یکی از بدترین برنامه ریزی در حوزه منابع آب، برنامه ریزی مدیریت منابع آب در مرزهای سیاسی است (استانی). درحالیکه منابع آب بایستی براساس حوزه آبخیز (حوزه های آبخیز اصلی) که گاها چند استان را دربرمیگیرد انجام شود. در حالت مدیریت منابع آب بصورت استانی طبعتا سیاستگذاری، تصمیم گیری و تصمیم سازی بصورت بخش یوده و منجر به عدم مدیریت یکپارچه در منابع آب می شود.
6 – نبود برنامه های سیاست گذاری در منابع آب برای دوره های کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در کشور بگونه‌ای که وضعیت منابع آب برای سالهای آتی نامشخص بوده و هیچ هدف گذاری روشنی برای آینده در وضعیت منابع آب ایران وجود ندارد. در حالیکه بایستی با هدف گذاری روشن جهت بهبود منابع آب سطحی و زیر زمینی برای دوره های زمانی مختلف تدوین شده، منابع اعتباری آن تامین و ضمانتهای اجرایی لازم در راستای پیشبرد اهداف محقق شود.
7- مدیریت چندبخشی در حوزه منابع آب
متاسفانه در کشور در حوزه منابع آب بخشهای مختلف دولتی سیاستگذاری میکنند که عمدتا دارای تعارض منافع نیز می باشد. وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی در حوزه آب و خاک و سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور هرکدام بصورت جداگانه سیاستگذاری در حوزه مناب آب را انجام می دهند و مدیریت یکپارچه ای در این حوزه دیده نمی شود. مضافا اینکه این ادارات و سازمانهای دولتی در سایستگذاریهای خود باهم هماهنگ نمی باشند.
 
https://www.linkedin.com/posts/mohammad-faramarz-59760641_%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A2%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-activity-6873896692379353089-mDno/

 

مدیریت جامع و منارید خراسان شمالی

وب سایت مدیریت جامع و منارید خراسان شمالی 

http://iwmo.ir/

در این سایت علاوه بر مشخصات پروژه ، محل اجرای پروژه (که در راستای توسعه روستایی است) اهمک اقدامات پروژه و دستاوردهای آن منتشر شده است.

نتایج و دستاوردهای پروژه برای تحقیقات دانشگاهی، پایان نامه ها و رساله های دانشجویی بسیار مناسب بوده و بسترهای لازم برای انجام تحقیقات دانشگاهی فراهم می باشد. لذا دانشجویان، اساتید و دانش پژوهان عزیز می توانند از شرایط ایجاد شده در راستای تحقیقات خود استفاده نمایند. 

طرح خرید و مطالعه کتاب

طلاعیه مهم کتاب🌺 ♦️ طرح خرید و مطالعه کتاب بجای فایل الکترونیک ♦️ دوستان عزیز سلام، برآن شدیم در این وضعیت بحرانی خرید کتاب در کشور، طرحی را پیشنهاد کنیم که کتابهای منتخب با نظر سنجی برای مطالعه خریداری و به آدرس متقاضیان ارسال گردد. تا علاوه براینکه بتوانیم رونقی بر وضعیت نامناسب خرید کتاب داشته باشیم، مطالعه کاغذی کتاب بجای فایل الکترونیکی را ترویج دهیم. براساس این طرح: ♦️1. انتخاب کتاب برای مطالعه با نظرسنجی هر یک ماه یا دوماه یک بار ♦️2. خرید و تامین کتاب برای متقاضیان و ارسال پستی به منازل ♦️ 3. مطالعه کتاب در مهلت مقرر ♦️4. هزینه خرید و پست کتاب برعهده متقاضی، هزینه پست در محل تحویل به مامورین پستی علاقمندان به کانال تلگرامی زیر مراجعه نمایند

t.me/book_tips

@book_tips

گل کویر- ملت عشق

گل کویر- ملت عشق (االیف شافاک)

کانال تلگرامی بوک تیپس

@book_tips

 

کتاب ملت عشق را می خواندم، که در آن رابطه بین مولانا و شمس آورده شده و چهل قاعده شمس. در میان ماجراها، شخصیتی وجود دارد بنام گل کویر. گل کویر لقب دختری است که به جبر روزگار اتفاقات زیادی برای وی می افتد. علی رغم میل باطنی خود به سمت سرنوشتی می رود که از جنبه عمومی و شریعت گناه و بسیار نا پسند است. ولیکن سوالات و ابهاماتی در ذهن ایجاد شد. ابتدا ماجرای گل کویر را که در کتاب آمده می نویسم. در انتها ابهامات را طرح می کنم.

در دهی کوچک نزدیک نیقیه بدنیا آمدم. مادرم همیشه می گفت: "در مکان درستی به دنیا آمدی اما در زمانی اشتباه"

گل کویر

زمانه بد بود، معلوم نبود فردا چه پیش می آید. از سالی تا سال بعد همه چیز عوض می شد. اول شایعه برگشتن صلیبی ها ترساندمان. شنیدیم چه ظلم و جنایتی در قسطنطنیه کرده اند. ملک و املاک مردم را غارت کرده بودند و همه شمایل های توی کلیسا را، چه کوچک و چه بزرگ، شکسته بودند.

بعد همه صحبت کردند به صحبت درباره حمله سلجوقی‌ها. هنوز آقار ترس از قشون سلجوقی پاک نشده بود که حمله‌های بی‌رحمانه مغول شروع شد. انگار اسم و جسمِ دشمن مدام عوض می‌شد. اما ترسمان از نابود شدن به دست دیگران، مثل توده‌های برف بالای قله ایدا، ثابت می‌ماند.

پدر و مادرم نانوا بودند. مسیحی‌های خوب و انسان‌های مؤمنی بودند. اولین چیزی که از دوران بچگی به یاد دارم، بوی نان تازه از تنور درآمده است. پولدار نبودیم. حتی آن وقت‌ها که خیلی کوچک بودم این را می‌دانستم. اما این را هم می‌دانستم که فقیر هم نیستیم. از نگاه‌های پر از غبطه فقرایی که برای گدایی دم در دکان می‌آمدند، حال و روزمان را می‌فهمیدم. شب‌ها پیش از خواب زانو می‌زدم، دعا می‌خواندم و از خدا تشکر می‌کردم که گرسنه نمی‌خوابیم. با او طوری صحبت می‌کردم انگار با یکی از دوستانم حرف می‌زنم. چون آن وقت‌ها پروردگار تنها دوستم بود.

هفت سالم بود که مادرم حامله شد. الان فکر می‌کنم لابد قبل از آن چند بار بچه انداخته بوده، اما آن وقت­ها عقلم به این چیزها قد نمی­داد. آن­قدر معصوم بودم که اگر می­پرسیدند بچه چطور به دنیا می آید، لابد می­گفتم خدا بچه­ها را با خمیر نرم و تازه درست می­کند.

اما خمیری که توی شکم مادرم داشت درست می­شد به چیزی غول­آسا شبیه شده بود. خیلی نگذشت آنقدر بزرگ شد که دیگر نتوانست را برود. قابله ده گفت بدن مادرم آب آورده. من که منظورش را نفهمیدم، کجای "آب آوردن" بد بود؟

اما چیزی بود که نه مادرم می­دانست و نه قابله: نگو توی رحم به جای یک بچه سه بچه بوده. هر سه هم پسر. نگو برادرهایم توی شک مادرم داشته­اند دعوا می­کرده اند. نزدیک وضع حمل یکی از سه­قلوها دیگری را با بند نافف خفه کرده بوده، بچه خفه شده هم برای انتقام گرفتن راه خروج را بسته بوده. اینطوری همه بچه­ها توی آن گیر کرده و مانده بودند. مادرم چهار روز آزگار برای بدنیا آوردن برادرهایم درد کشیده. شب و روز صدای فریادش را می­شنیدیم، تا زمانیکه صدا و نفسش برید.

قابله که نتوانسته بود مادرم را نجات بدهد، سعی کرد برادرهایم را نجات بدهد. با آنکه قیچی برداشت و شکم مادرم را برید، اما فقط توانست یکی از بچه­ها را زنده بیرون آورد. برادرم این­طوری بدنیا آمد. پدرم که به نظر می­رسید اورا مقصر اصلی می­داند، از روزی که برادرم به دنیا آمد با او بنای بدرفتاری گذاشت.

مادرم که مرد، پدرم تبدیل شد به مردی اخمو و بداخلاق، زندگی هم دیگر بی­مزه شد. کار نانوایی هم خیلی سریع رو به کسادی رفت. از آن می­ترسیدم که روزی ما هم شبیه گداهایی بشویم که دم در نانوایی می­آمدند. زیر رختخوابم نان قایم می­کردم، آنجا می­ماندند و بیات می­شدند. اما سختی اصلی را من نه، برادرم کشید. دست­کم من زمانی طعم علاقه و محبت را چشیده بودم. برادرم اما طعم هیچ­یک از این­ها را نچشید. خیلی ناراحت می­شدم از اینکه می­دیدم این قدر با او بدرفتاری می­شود. کاش از برادرم حمایت می­کردم. آن وقت همه چیز فرق می­کرد. من هم امروز در قونیه توی همچو خانه­ای نبودم. زندگی چقدر عجیب است.

یکسال بعد پدرم دوباره ازدواج کرد. تنها چیزی که در زندگی برادرم عوض شد این بود: قبلاً فقط پدرم با او بدرفتاری می­کرد، اما الان هم پدرم، هم نامادری­ام با او بد رفتاری می­کردند. دیگر هر فرصتی بدستش می­افتاد از خانه فرار می­کرد. به خانه که بر می­گشت دوست­های بد و عادت­های بدتر پیدا کرده بود. از آن روز به بعد برادرم به سرعت تغییر کرد. نگاهی ظالمانه توی تخم چشمهایش نشست. حس می­کردم توی سرش نقشه­هایی دارد، اما نمی­دانستم چه کارهای بدی می­کند. ای کاش می­دانستم. ای کاش می­توانستم جلو این فاجعه را بگیرم.

خیلی نگذشته بود که پدر و نامادری­ام را مرده پیدا کردیم. یکی توی آرد نانی که خورده بودند مرگ موش ریخته بود. همین که خبر پخش شد، همه به برادرم شک کردند. محافظ­ها تحقیقات را شروع که کردند، او هم ترسید و فرار کرد. برادرم را دیگر هیچ وقت ندیدم. به یک باره توی این دنیا تک و تنها مانده بودم. نتوانستم توی خانه­ای بمانم که همه جایش بوی مادرم را می­داد. توی نانوایی که اصلاً نتوانستم بمانم. آخرسر تصمیم گرفتم پیش عمه­ام بروم که نزدیکترین قوم و خویش زنده­ام بود. دختر ترشیده­ای بود. توی قسطنطنیه زندگی می­کرد. خانه و نانوایی را همان­طور گذاشتم و برای رفتن پیش عمه­ام به راه افتادم. سیزده ساله بودم.

سوار دلیجان مسافری شدم که به قسطنطنیه می­رفت. جوان­ترین مسافر دلیجان من بودم. چند ساعت بیشتر راه نرفته بودیم که راهزنان راهمان را بستند. همه چیزمان را گرفتند، کیف­ها، چمدان­هاف کلاه­هاف چکمه­ها، کمربندها، حتی سوسیس­های راننده دلیجان. چون چیزی نداشتم که به آن­ها بدهم، گوشه­ای بی­صدا ایستادم، گمان نمی­کردم آسیبی به من برسانند.

اما  درست همان موقع که داشتند راه می­افتادند، رئیس راهزن­ها به طرف من برگشت و گفت: "آهای خشگله، به من نگاه کن، ببینم دختری یا نه؟" از خجالت سرخ شدم. دست نداشتم به همجین سوال بی­ربطی جواب بدهم. نگو سرخ شدنِ صورتم همان جوابی بوده که می­خواسته بشنود.

رئیس راهزن ها فریاد زد: "یالا راه بیفتیم، همه اسب­ها را بیاورید. این دختر را هم بیاورید."

من گریه و زاری کنان مقاومت می­کردم. اما هیچ کدام از مافرهای دیگر به کمکم نیامدند. راهزن­ها به جنگلی بزرگ بردندم. نگو وسط جنگل برای خودشان ده داشتند. دسته­ای از زن آنجا ویلان بود و همان قدر هم بچه. همه جا پر اردک . غاز و بز بود. خوک ها هم برای خودشان می­گشتند. اگر راهزن­ها آنجا زندگی نمی­کردند، گمان می­کردی بهترین ده دنیاست.

خیلی زود فهمید چرا رئیس زندان­ها از من پرسید دخترم یا نه. نگو راهزن­ها رهبری داشته­اند که تیفوس گرفته و حالش خراب بوده. از خیلی وقت پیش بستری بوده، دواهای زیادی امتحان کرده بودند، اما بی­فایده. آن­وقت یگی پیدا شده و در گوشش نسخه­ای سحرآمیز زمزمه کرده:"اگر با باکره­ای بخوابی، بیماری­ات به او منتقل می­شود و تو پاک می­شوی، شفا پیدا می­کنی."

در زندگی­ام چند چیز هست که اصلا نمی خواهم به یاد بیاورم. روزهایی که در جنگل گذراندم از آن جمله­هاست. حتی امروز هم هر موقع به یاد جنگل بیفتم، فقط در فکر درختهای کاجم. به­جای آنکه پیش زن­های ده بمانم، می­رفتم میان درخت­ها، تک و تنها می­نشستم و گریه می­کردم. زن­های آن جا یا زنِ راهزن­ها بودند یا دخترشان. البته بدکاره­هایی هم بودند که به میل خودشان آمده بودن. هیچ­جوری درک نمی­کردم که چرا به آنجا آمده­اند. من اما تصمیم خودم را گرفته بودم، می­خواستم در اولین فرصت فرار کنم.

بعضی وقتها در جنگل کالسکه هایی اسبی می دیدم. پیش­ترشان هم مال اصلیزاده­ها بودند. نمی­فهمیدم چرا این کالسکه­ها را غارت نمی­کنند. بعدها فهمیدم کالسکه­چی­ها پیش از عبور از جنگل به راهزن­ها حق حساب می­دهند. و به جایش امن و امان از جنگل می­گذرند. بعد از آن فهمیدم کارها چطور پیش می­رود. نقشه­ای کشیدم و جلو یکی از کالسکه­هایی را که به شهر بزرگ می­رفت گرفتم و به کالسکه التماس کردم مرا هم ببرد. با آن که می توانست حدس بزند پولی ندارم، اجرت زیادی خواست. اجرتش را به شکل دیگری پرداخت کردم.

پس از آن که به قسطنطنیه رسیدم و چند روز آنجا ماندم، فهمیدم چرا زن­های توی جنگل آنجا را برای ماندن انتخاب کرده­اند. شهر از جنگل بدتر شده بود. حتی نیازی ندیدم دنبال عم­ام بگردم. با خودگفتم حتما دوست ندارد کسی مثل من را به خانه­اش راه دهد. تک و تنها مانده بودم. شهر خیلی زود روحم را له کرد. دیگر در دنیایی کاملا متفاوت رها شده بودم. دنیای خشونت، شر، تجاوز، ظلم و بیماری. چند بار پشت سرهم حامله شدم با میل و سیخ چند بچه انداختم. بدنم چنان خراب شد که دیگر عادت ماهانه­ام هم قطع شدو در جوانی نازا شدم.

در آن کوچه­ها چنان چیزهایی دیدم که کلمه ها از بیانشان عاجزند. پس از آنکه شهر را ترک کردم با سربازها، بازیگرها، پیشگوها و کولی ها گشتم، برده لذت همه­شان شده بودم. بعد قلچماقی به اسم کله شغال پیدایم کرد، مرا گرفت و به قونیه به این خانه آورد.

رئیس خنثی تا موقعی که به کارش می­آمدم، به اینکه از کجا آمده ام اهمیتی نمی­داد. وقتی شنید نمی­توانم بچه­دار شوم خیلی خوشحال شد، مسئله­ای به اسم حاملگی پیش نمی­آمد. برای آنکه به نازا بودنم اشاره کرده باشد لقب "کویر" به من داد. اما لابد این لقب به نظرش زیادی خشک آمده بود که بزکی هم کنارش گذاشت و به این ترتیب شدم "گل کویر".

 

خب این ماجرای گل کویر رو که خوندین. یک سوال یا ابهام اساسی در اینجا وجود دارد و آن اینکه، آیا اگر هر شخص عالم، متدین و متعهد حال حاضر، اگر بجای گل کویر بودند، چه سرنوشتی داشتند؟ آیا باز هم همین شخص متدین و عالم بودند؟ و اینکه خداوند در مورد گل کویر چه قضاوتی خواهد کرد؟

 

داده های متقاعد کننده جدید درباره اینکه چرا نباید هرزآبها (فاضلابها) را هدر داد

داده های متقاعد کننده جدید درباره اینکه چرا نباید هرزآبها (فاضلابها) را هدر داد

داده های متقاعد کننده جدید درباره اینکه چرا نباید هرزآبها (فاضلابها) را هدر داد

دوم فروردین هرسال (22 مارس) گرامیداشت سالروز ارزشمندترین و مهمترین منابع از دست رفته 0روز جهانی آب) می باشد. موضوع روز جهانی آب در سال 2017 فاضلاب و نیاز ضروری برای کاهش آن و استفاده از آن می باشد.

فاضلاب به هرگونه آبی گفته می شود که در مصارف خانگی، در یک حرفه و یا در قسمتی از یک فرآیند صنعتی استفاده شده و مجددا به طبیعت بر می گردد و سوء مدیریت جهانی در فاضلابها سلامتی انسانها و محیط زیست را با خطر مواجه می سازد.

در حال حاضر 80 درصد فاضلابها به محیط زیست بدون تصفیه بر می گردد که دارای اثرات مخرب و شدیدی است. برای مثال منجر به تشدید میزان ابتلا به بیماریهای مرتبط شده و مطابق با گزارش سازمان بهداشت جهانی هر 90 ثانیه یک کودک در اثر چنین بیماریهایی فوت می کند. این موضوع می تواند زندگی در آبهای شیرین و دریایی را با ایجاد مناطق غیر قابل بهره برداری و سمی با نام مناطق مرده و سرایت به اقیانوس، فلج نماید. یکی از این مناطق مرده هرساله در خلیج مکزیک که می تواند به اندازه ایالت کانکتیکات باشد، در نتیجه ورود مواد مغزی اضافی از طریق تصفیه ضعیف فاضلابها در حوزه رودخانه می سی سی پی شکل می گیرد.

 

اهمیت موضوع

تلاشهای زیادی برای توقف و معکوس نمودن اثرات فاضلاب مورد نیاز است. بگونه ای که موضوع در ذیل برنامه اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (U.N.'s Sustainable Development Goals) با هدف افزایش پایداری تجدید پذیری و استفاده ایمن مجدد آب تا سال 2030 قرار گرفت. تمرکز بر مشارکت و استفاده مجدد از آب شهری برای رسیدن به این هدف و حمایت از شهرها و شرکتهایی که با خطرات جدی آب مواجه هستند، حیاتی خواهد بود.

در سال 2016 بیش از یک چهارم کمپانیها به برنامه آب CDP گزارش کردند که تاثیرات تعیین کننده ای را در ارتباط با آب تجربه کرده اند و 74 شهر از 111 شهر ایالات متحده با خطرات مهم در زمینه تامین منابع آب مواجه هستند. در حقیقت داده های CDP نشان می دهد کمپانیها انتظار دارند که بیش از نیمی از 4416 خطر آبی که آنها تعیین نمده اند همانند خشکسالی، کاهش کیفیت آب و آسیبهای اعتباری و نظارتی در شش سال آینده اتفاق بیفتد.

  کمپانیها و جوامع می توانند و بایستی استفاده مجدد از فاضلاب را بعنوان یک استراتژی کاهش معنی دار هم در مورد کاهش اثرات زیست محیطی آنها و هم تامین امنیت منابع آب برای شهروندان را مورد بررسی قرار دهند.

 

استفاده مجدد از آب به نفع خودتان

هرچند با هر استراتژی کاهش خطر، شرکتها که به دنبال راههایی برای سود بردن از فعالیتهای هرز آبها هستند، بایستی هم مزایا و هم معایب آن را در نظر داشته باشند. برای مثال زمانیکه خطر آب قریبب الوقوع است یا قبلا بر یک اقتصادی اثر گذاشته است، استفاده مجدد ممکن است استفاده مجدد برای  اطمینان از پایداری این اقتصاد یا دستیابی به یک سود روشن لازم باشد. بعنوان نمونه، Colgate-Palmolive سرمایه گذاری در برخی تکنولوژیهای بازیافت آب شامل اسمزی معکوس، برای تصفیه و استفاده مجدد از آب برای استفاده های در سایتهای احداث آن در برزیل گزارش نموده است. این سرمایه گذاری بهره برداری دائمی را در زمان بحران اخیر آب در سائوپائولو تضمین کرده است.

منبع:

 

https://www.greenbiz.com/collections/water

 

کانال تلگرامی کتاب و کتابخانی

ویکتور هوگو:

خوشبخت کسی است که به یکی از این دوچیز دسترسی دارد:

یا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.

کانال تلگرامی نکات کتاب:

telegram.me/book_tips

@book_tips